تبليغاتX
درجستجوی بهار

بسم الله الرحمن الرحیم

بزرگواران سلام

قبل از هر چیز شکفتن هشتمین گل باغ امامت و ولایت را بر شما بلبلان این باغ تبریک می گویم .

مطلبی که می خواهم برایتان شرح دهم کرامتی از آقا امام رضا نسبت به یکی از آشنایان است .

چند سال پیش فرزند یکی از آشنایان از ناحیه ی شکم دچار مرض سختی شد، پزشکان از شناخت و معالجه ی آن ناتوان بودند .

درد عجیب ، پسرک خردسال را آزار می داد و روز به روز از توان او برای مقابله می کاست . به پزشکان متعددی برده و نشان داده شد .همه بعد از یک سری آزمایش و ویزیت اظهار عجز می کردند .

مادربزرگ پدری پسرک زیارت آقا را پیشنهاد داد و همگی به زیارت رفتند .

بعد از دو یا سه روز اقامت نیمه های شب، پسرک از خواب برخاست و گفت : در خواب آقایی را دیدم که شالی سبز رنگ بر سر داشت و به من فرمود بلند شو و به خانه برو تو دیگر خوب شده ای .

خبر به مادر بزرگ رسید اما مادر بزرگ نپذیرفت .

شب بعد نیمه های شب مادر بزرگ در خواب مردی را می بیند با صورتی نورانی که به او می گوید : ما شکم فرزندتان را شستشو دادیم و فرزند شما از هر جهت سالم و شفایافته است و می توانید او را به خانه ببرید .

صبح خبر تایید شفایافتن پسربچه به خانواده اش داده می شود . همگی خوشحال و ممنون از آقا بعد از دو سه روزی به شهر و دیار خود برمی گردند .

امید که دست شفابخش آقا امام رضا بر سرهمه ی مریضان کشیده شود .

+ نوشته شده توسط پرستو در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 19:45 |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان

شاید تا به حال دیده یا شنیده باشید که کسی بدون دعوت به یک مهمانی برود .

در منطقه ی ما به این شخص طفیلی می گویند .

لغت نامه ی دهخدا:

طفیلی . [ طُ ف َ /ف ِ ] (ص نسبی ، اِ) مهمان ناخوانده . (دهار). ناخوانده ای که به همراه به مهمان خوانده درآید. آنکه بی دعوت همراه میهمانان درآید. آنکه ناخوانده به مهمانی رود. (منتخب اللغات ). منسوب به طفیل الاعراس یا طفیل العرائس یعنی طفیل بن زلال کوفی که به مهمانیها ناخوانده رفتی . انگل . سورچران . ضیفن . (دهار) (منتخب اللغات ). کاسه لیس . شولقی . قرواش . ابوصفر. مفت خوار :

طفیل شخصی از اهالی کوفه بود که به دلیل فقر بدون دعوت به مجالس شادی پا می گذاشت و کم کم او را   « طفیل اعراس » و « طفیل العرائس » می خواندند .

کم کم طفیلی به معنای مهمان ناخوانده و انگل معروف شده و در زبان فارسی نیز به کار رفت .

بانوی شرق و غرب که چون خوان نهد به بزم
عنقا مگس مثال طفیلی ّ خوان اوست .        خاقانی .


ما زله خوار مائده ٔ میر حاجبیم
نعمان روزگار طفیلی خوان ماست .     خاقانی .


کریمان دوست تر دارند مهمان طفیلی را.    صائب .

گاه این مهمان ناخوانده کسی را همراه خود دارد که او را قفیلی می نامند.

لغت نامه ی دهخدا :

طفیلی قفیلی . [ طُ ف َ / ف ِ ق ُ ف َ / ف ِ ] (ص مرکب ، از اتباع ) از اتباع است .

قفیلی را همراه ناخوانده ٔ طفیلی تعبیر می کنند. رجوع به طفیلی شود.

  

+ نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 9:7 |

سلام

خسته نباشید دوستان و یاران همراه

چند روزی است که به قصد سلام به باغبان و بوییدن و چیدن از کاشته ها

به گلستان هایتان سرک می کشدم اما متاسفانه هیچ دری در این ایام به رویم گشوده نگردید .

از همه ی دوستان خواهش دارم پوزش پذیر من باشند .

از همه التماس دعای خیر دارم. 

---------------------------------------------------------------------------------

بن نوشت:

۱- مطلب برای به روز شدن زیاد است و وقت کم

۲- شاید خانه ام را به پرشین بلاگ ببرم .

۳-این روزها بدجور سرم شلوغ است دوره ضمن خدمت و کلاس درس و ....

۴- فعلاَ همه را به خدا می سپارم ..... تا دیداری دیگر بدرود

+ نوشته شده توسط پرستو در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 2:42 |

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام و خسته نباشید

هفته ی دفاع مقدس یادآور دلاور مردی های رزمندگان گرامی باد .

یاد آنان که بودشان مایه ابهت و دل گرمی ما بود و شهادتشان باعث افتخار و غروراست.

واقعا اگر با این چهره ها رو به رو شویم و از ما سئوال کنند بعد از ما برای حفظ آرمان ها چه کردید چه پاسخ خواهیم داد ؟؟؟؟.

سید شهیدان اهل قلم

کسی که تلاشش شناساندن رنج های و سختی های رزمندگان در طول دوران دفاع مقدس بود .

شهید همت

شهید احمد کاظمی

شهید محمد جهان آرا

شهید حاج حسین بصیر

شهید مهدی زین الدین

شهید مهدی باکری

و

به راستی در این چند ماهه کدام یک از بزرگان سیاسی به فکر ارمان های امام و شهدایی که به خاطر عشق به امام و ملت رفتند بودند؟؟؟

جنگ قدرت تا کی ؟؟؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت

۱- یاد شهدای شهرهامون رو گرامی بداریم.

۲- عجیب دلم هوای برادر شهیدم رو کرده

 

 

+ نوشته شده توسط پرستو در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 17:51 |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان

چند سالی است که تعیین رشته ی دانش اموزان از کلاس اول متوسطه به دوم منتقل شده است.

یادش به خیر قدیما سوم راهنمایی که قبول می شدی یک کارنامه و یک توصیه نامه می گرفتی هر رشته ای که در آن نوشته بود را به اختیار انتخاب می کردی و درس می خواندی .

اما حال برای تعیین رشته ، دانش آموز باید یک سال دیگر صبر کند یک سری درس ها را بخواند که هیچ علاقه ای به آن ندارد چرا که اگر داشت در مقطع راهنمایی آن ها را با نمره خوبی قبول می شد. 

برای دانش آموزانی که قصد دارند در رشته ریاضی درس بخوانند چه ضرورتی دارد که بدانند:

 خواجه عبدالله انصاری در کدام قرن می زیست ؟؟

سعدی و حافظ به کجاها رفتند و ......

برای دانش آموزی که منتهی آرزویش تحصیل در رشته ی ادبیات است چه ضرورتی داردکه بداند:

اتحادهای ریاضی به چه درد می خورد ؟؟؟

اب سنگین و آب سبک چیست ؟؟؟

خلاصه این سال اول دبیرستان را برای دانش آموزان مجموعه ای از درس های جور وا جور کرده ایم که خود دانش آموز سردرگم می شود که چه بخواند آن هم با آن حجم .

خلاصه دانش آموز به لطف تکماده و تبصره و کمک آقا معلم و هزاران فرج بعد از شدت با نمرات ناپلئونی قبول می شود و تنها رشته ای که می آورد کار و دانش آست .به سرعت برق و باد به هنرستان می رود ، به علت کمبود فضا کلاس ها تکمیل است و جایی برای ثبت نام نیست .

آموزش و پرورش به مشاوران توصیه می کند که آنها را به رشته ای هدایت کنند .

مشاور محترم هم تنها رشته ای که مناسب حال این دانش آموزان می بیند رشته مظلوم ادبیات وعلوم انسانی است و این لطف آقای مشاور باعث شلوغی این رشته و افت فراوان در آن می شود .

حال چرا به رشته های دیگر هدایت نمی شوند ؟؟ نمی دانم

شاید قداست خاصی درعلوم تجربی و ریاضی فیزیک است که هر کس را به آن راهی نیست .

و شاید رشته ی ادبیات و علوم انسانی این قدر ارزش ندارد که آن را برای این گونه دانش آموزان در نظر     می گیرند.

آیا این توهین به بعضی دانش آموزان که با عشق و علاقه به این رشته پا گذاشته اند ، نیست؟؟؟

آیا بهتر نیست امکانات را طوری ارتقا دهیم که به تناسب تعدادداوطلبان هر رشته فضا داشته باشیم تا مجبور نشویم که رشته ای دیگر را پناهگاه امنی برای دانش آموزان بدون سرپناه (بدون رشته ) قرار دهیم ؟؟

التماس دعا

======================================================

پی نوشت :

۱- پیشاپیش عید سعید فطر را به همه ی دوستان تبریک عرض می کنم

۲- مطالب متناسب با وضعیت منطقه ی خودمان (رامشیر) است .

۳-به امید بازگشت خیلی از دوستان به فضای مجازی (حقیقی )

+ نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 9:14 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا وهم لايُفتنون

 سلام بزرگواران

در آستانه شب های قدر و روزها و شب هایی که زمین گذرگاه فرشتگان است و تمام راز و نیازهای انسان بدون کم و کاست به عرض خداوند رسانده می شود قرار گرفته ایم.این آیه را با هدفی انتخاب کردم که عرض خواهم کرد .

 کسی که ادعای ایمان کرد، منتظر امتحانات، بلایا، فتنه ها و آزمون های بسیاری باید باشد؛ زیرا ایمان امری باطنی است و حتی گاه امر بر خود شخص مشتبه می شود و گمان می کند که اهل ایمان است و باوری را ملتزم می باشد ولی در عمل نشان می دهد که چنین التزام و تعهدی نداشته و ایمان، تنها لقلقه زبان وی است.
در مسایل روزمره زندگی ، ما همواره در آزمون های کوچک و بزرگی شرکت می کنیم.

یک سال از عمر طی شد و باز شب هایی رسید که می بایست بنشینیم و به اعمال گذشته ی خود بیندیشیم که چه کرده ایم ، اشتباهاتمان کجا بود و چه می توان کرد برای بهبود اوضاع نابسامان موجود خود .

شما بهتر از من می دانید که شیطان برای هر کسی به طریقی خاص می آید .برای بازاری یک جور و برای معلم به شکلی دیگر برای سست عقیده در قالبی غیر و خلاصه حتی ایت ا... هم از دست شیطان در امان نیست .

توبه تنها راه بازگشت به شاهراه رسیدن به بارگاه الهی است . از عظمت این شب ها که در آن توبه ها با اغماض پذیرفته می شود غافل نشویم وتوبه کنیم شاید که فرصت دیگری دست ندهد.

خداوندا در اين شب هاي قدر، منزلتي بما عطا کن تا توفيق استجابت دعا و آمرزش گناهان از ما دريغ نگردد.

بي ترديد، دانستن، فهميدن، ايمان آوردن، چشم جان گشودن و دل به اين شبها سپردن، خود از همان توفيقات است.

اميد که در چنين شبي بزرگ از اين فيض و نعمات بي بهره نمانيم.

 

از همه ی دوستان التماس دعا دارم . 


+ نوشته شده توسط پرستو در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 22:28 |